الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
28
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
تشريح المسائل * مراد از عبارت ( و يؤيّد ما ذكرنا انّه لم يستدلّ احد . . . ) چيست ؟ حاصل تأييد و گواه سومى است كه جناب شيخ در اين مقام بر گفتار خود مبنى بر اينكه آيهء نبأ تنها اخبار مبتنى بر حس را كه از عادل صادر مىشود حجت مىكند نه اخبار حدسى همچون اخبار از اجماع منقول يا فتواى مفتى و امثال آن را . * مؤيّد اين مقال چيست ؟ اين است كه احدى از علما و فقها در اصول فقه براى حجيت فتواى مفتى به آيهء نبأ تمسك نكردهاند . * سر مطلب در اين عدم تمسّك به آيهء نبأ چيست ؟ اين است كه فتواى مفتى از نوع حدس و اجتهاد و نظر است نه حسى و حال آنكه آيهء نبأ با خبر حدسى سروكارى ندارد . يعنى : اگر دلالت آيه را بر اخبار حدسى تمام مىديدند در اين مقام نامى از آن مىبردند . * پس مراد از عبارت ( و الظاهر انّ ما ذكرنا من عدم دلالة الآية و امثالها . . . ) چيست ؟ استظهار ديگرى است مبنى بر اينكه : معظم از علما و بلكه طبق فرمودهء آقا سيد على طباطبايى در كتاب رياض المسائل اجماع بر اين است كه شهادت در امور محسوسه تنها در زمانى حجت و معتبر است كه مستند به مبادى حسى باشد اما شهادتى كه مبناى آن امر حدسى و اجتهادى باشد هيچ اعتبارى ندارد . به عبارت ديگر : شهادت در امور حسيّه مثل : قتل زيد و . . . بايد عن حسّ باشد يعنى : شاهد بايد با چشم خود صحنه را ديده و سپس شهادت دهد . پس : اگر به واسطهء اماراتى از قبيل اينكه ، بكر در حال غضب از خانه بيرون رفت اسلحهاى در دست داشت پس از بازگشت لباسش خونين بود در نتيجه او قاتل زيد است و به اين مطلب يقين نموده شهادت او قابل قبول نيست . * چه نتيجهاى از مطالب فوق مىگيريد ؟ اگر آيهء نبأ مطلقا بر حجيت خبر دلالت مىكرد چه در احكام و چه در موضوعات ، چه حدسى ، چه حسى نبايد فقها مىگفتند كه در امور حسيه شهادت حسى لازم است و لذا معلوم مىشود كه مطلق اخبار و لو حدسى كافى نبوده و آيهء نبأ اطلاق ندارد . * وجه اجماع و اتفاق مذكور چيست ؟ ظاهرا اين است كه : آيهء نبأ و مانند آن ، اخبار مبتنى بر حدس عادل را حجت نكرده است و دلالت